skip to main
|
skip to sidebar
دوشنبه، آذر ۲۳، ۱۳۸۳
بهانه
به بهانه دادن یک CD رفتم دیدن دریا . تلفنی اصرار داشت که من این کا رو نکنم تا در وقتم صرفه جویی بشه و بیشتر به کارم برسم . ولی اون نمی دونست که همین دیدن یک لحظه او چقدر برای من مهمه و من نمی خواهم در وقت دیدن او هم صرفه جویی کنم.
۱ نظر:
Shahed Rezamand
گفت...
آقا سلام
سرت خلوت شد یه دستی هم به سر ما بکش ، بلکه سرو سامونی گرفتیم!
آذر ۲۳, ۱۳۸۳ ۷:۰۲ ق.ظ.
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
بايگانی وبلاگ
◄
2008
(2)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
آوریل
(1)
◄
2007
(8)
◄
نوامبر
(1)
◄
ژوئن
(1)
◄
مهٔ
(1)
◄
فوریهٔ
(4)
◄
ژانویهٔ
(1)
◄
2006
(38)
◄
دسامبر
(7)
◄
نوامبر
(5)
◄
اکتبر
(2)
◄
سپتامبر
(5)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
ژوئن
(3)
◄
مهٔ
(4)
◄
آوریل
(9)
◄
مارس
(2)
◄
2005
(10)
◄
نوامبر
(1)
◄
سپتامبر
(1)
◄
آوریل
(1)
◄
مارس
(2)
◄
ژانویهٔ
(5)
▼
2004
(65)
▼
دسامبر
(7)
زلزله
طوفان
اعتصاب غذا !!
بهانه
گدا گشنه ها
اخطار
مد زمستاني
◄
نوامبر
(7)
◄
اکتبر
(3)
◄
سپتامبر
(3)
◄
اوت
(5)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
ژوئن
(8)
◄
مهٔ
(13)
◄
آوریل
(10)
◄
مارس
(1)
◄
فوریهٔ
(7)
◄
2003
(140)
◄
دسامبر
(9)
◄
نوامبر
(9)
◄
اکتبر
(1)
◄
سپتامبر
(2)
◄
اوت
(5)
◄
ژوئیهٔ
(21)
◄
ژوئن
(22)
◄
مهٔ
(21)
◄
آوریل
(34)
◄
مارس
(15)
◄
فوریهٔ
(1)
◄
2002
(10)
◄
ژوئیهٔ
(6)
◄
ژوئن
(4)
درباره من
كوهمرد عاشق
مشاهده نمایه کامل من
۱ نظر:
آقا سلام
سرت خلوت شد یه دستی هم به سر ما بکش ، بلکه سرو سامونی گرفتیم!
ارسال یک نظر