skip to main
|
skip to sidebar
شنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۸۵
ای روزگار
یکی از دوستان نزدیکم حرفی بهم زد که واقعا ناراحتم کرده . بعدش هم هر چی بحث کردیم فایده ای نکرد و اون اصرار داره که حرفش درسته . نمی تونم کاریش بکنم . فقط می دونم که هیچوقت این کارش رو نه فراموش می کنم . نه می بخشم و نه باهاش کنار می یام.
۱ نظر:
ناشناس گفت...
آخه وقتي نميگي چي گفته ما چي بگيم
خرداد ۱۶, ۱۳۸۵ ۹:۰۸ ق.ظ.
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
بايگانی وبلاگ
◄
2008
(2)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
آوریل
(1)
◄
2007
(8)
◄
نوامبر
(1)
◄
ژوئن
(1)
◄
مهٔ
(1)
◄
فوریهٔ
(4)
◄
ژانویهٔ
(1)
▼
2006
(38)
◄
دسامبر
(7)
◄
نوامبر
(5)
◄
اکتبر
(2)
◄
سپتامبر
(5)
◄
ژوئیهٔ
(1)
▼
ژوئن
(3)
بدشانسی
ای روزگار
تبليغ
◄
مهٔ
(4)
◄
آوریل
(9)
◄
مارس
(2)
◄
2005
(10)
◄
نوامبر
(1)
◄
سپتامبر
(1)
◄
آوریل
(1)
◄
مارس
(2)
◄
ژانویهٔ
(5)
◄
2004
(65)
◄
دسامبر
(7)
◄
نوامبر
(7)
◄
اکتبر
(3)
◄
سپتامبر
(3)
◄
اوت
(5)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
ژوئن
(8)
◄
مهٔ
(13)
◄
آوریل
(10)
◄
مارس
(1)
◄
فوریهٔ
(7)
◄
2003
(140)
◄
دسامبر
(9)
◄
نوامبر
(9)
◄
اکتبر
(1)
◄
سپتامبر
(2)
◄
اوت
(5)
◄
ژوئیهٔ
(21)
◄
ژوئن
(22)
◄
مهٔ
(21)
◄
آوریل
(34)
◄
مارس
(15)
◄
فوریهٔ
(1)
◄
2002
(10)
◄
ژوئیهٔ
(6)
◄
ژوئن
(4)
درباره من
كوهمرد عاشق
مشاهده نمایه کامل من
۱ نظر:
آخه وقتي نميگي چي گفته ما چي بگيم
ارسال یک نظر